<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/'><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935</id><updated>2007-03-14T11:43:09.593+03:30</updated><title type='text'>Nima Mehrebany´s Weblog</title><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/index.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default'></link><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://nima.wide10.com/atom.xml'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author><generator version='7.00' uri='http://www2.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>10</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935.post-5647178028581720869</id><published>2007-03-14T09:30:00.000+03:30</published><updated>2007-03-14T10:08:49.986+03:30</updated><title type='text'>تشکر، 300، نقض کپی رایت</title><content type='html'>&lt;br/&gt;&lt;br /&gt;از همه دوستان متشکرم که در &lt;a href="http://nima.wide10.com/2007/03/blog-post.html" target="_blank"&gt;ارسال قبلی &lt;/a&gt;مرا مورد توجه و لطف خود قرار دادند. به خصوص از امیر صادقی، محمود هاشم زاده، آکو سالمی، احمد عزتی، روزبه روزبهانی، سینا رحمتی و یوحنا اسفندیاری بسیار بسیار متشکرم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;----------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من هم لینک &lt;a href="http://300themovie.info/" target="_blank"&gt;سایت فیلم 300&lt;/a&gt; رو در &lt;a href="http://www.nigraphic.com" target="_blank"&gt;وب سایت خودم &lt;/a&gt;قرار دادم تا &lt;a href="http://legofish.com/persiblog/004571.html" target="_blank"&gt;بمب گوگلی قوی تر بشه!&lt;/a&gt; البته به نظر من مثل این است که با قاشق به جنگ &lt;a href="http://www.warnerbros.com/" target="_blank"&gt;بولدوزر&lt;/a&gt; بریم! فقط جهت همکاری و همبستگی با بقیه افرادی که این اقدام رو پیگیری میکنند این کار را انجام دادم. بهتره سایتی که برای این منظور تهیه شده هر چه سریع تر از مطالب به درد بخور پر بشه! چون در حال حاضر اطلاعات زیادی در آن موجود نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://300themovie.info"&gt;&lt;strong&gt;300 the movie&lt;/strong&gt; &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://212.58.240.121/persian/interactivity/debate/story/2007/03/070312_oh_themovie_300.shtml" target="_blank"&gt;خبر بی بی سی در مورد فیلم 300 و حواشی آن...&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;br /&gt;----------------------------------------------------------------&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;در ارسال قبلی، یک دوست، آدرس سایت &lt;a href="http://www.cdhoo.com/"&gt;http://www.cdhoo.com/&lt;/a&gt; را معرفی کرده بود که &lt;a href="http://www.nigraphic.com/gallery/viewphoto.asp?i=030600309945102.jpg&amp;amp;f=Studio+Pix" target="_blank"&gt;یکی از عکسهای من&lt;/a&gt; در آن استفاده شده بود، متاسفانه بدون اجازه! بعد از دیدن آن مکاتبه ای با سایت مذکور داشتم که هنوز پاسخی داده نشده.</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/2007/03/300.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/5647178028581720869'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/5647178028581720869'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935.post-3415913210033360728</id><published>2007-03-08T09:39:00.000+03:30</published><updated>2007-03-08T10:17:55.023+03:30</updated><title type='text'>پس از اینکه در چند ماه اخیر به وجود آمدن گرفتاری‌ه...</title><content type='html'>&lt;p align="justify"&gt;پس از اینکه در چند ماه اخیر به وجود آمدن گرفتاری‌های متعدد شخصی، حضور در دانشگاه، افزایش حجم کار و... تمام وقت و حواسم را مشغول کردند، بالاخره طی هفته گذشته مراحل قانونی واگذاری کلیه حقوق مادی و معنوی وب سایت فوتو، صورت گرفت و همه اختیارات خود را به ایرج مهرگان منتقل کردم. از این پس مسوولیتی در وب سایت فوتو نخواهم نداشت ولی امیدوارم که با نبود بنده سرعت کارها بشتر شده و سایت به روند رو به رشد خود خیلی بهتر از قبل ادامه دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از سه سال کار روی این سایت، و با همه نقصهای فراوان، امروز بسیار راضی و خوشحالم که از نمایشگاه عکس داریوش راد، مصطفی امام، علی رحیمی، سیاوش نقشبندی و ... دیدن میکنم. همین هایی که آینده عکاسی برای آنهاست.&lt;br /&gt;و خیلی خوشحال تر خواهم شد روزی که از نمایشگاه عکس شیرانی‌ها، عزتی‌ها، عامری‌ها، قاسمی‌ها، حقانی‌ها، جهانشاهی‌ها، رحمتی‌ها، سالمی‌ها، صادقی‌ها، صفاتاج‌ها، فتاحیان‌ها و بسیاری دیگر دیدن کنم. اینها همه آینده عکاسی ایران را تشکیل خواهند داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فعالیت مجازی بسیار خوب و مفید است، لیکن مادامی که در کنارش فعالیت حقیقی و فیزیکی نباشد، نتیجه اش عالی نخواهد بود. مادامی که نمایشگاه یا کتاب ارائه نکنیم، در نمایشگاه‌ها و مسابقه ها شرکت نکنیم نتیجه لازم را نمیگیریم. همه اینها بسیار سخت هستند البته.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حرف برای گفتن بسیار است. شاید به مرور این حرفها را ادامه بدهم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;----------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فعلا خیلی خیلی کم عکس میگیرم. آنقدر کم که نزدیک به صفر است! با دوربین فیلمی، شاید بیشتر به سوژه و به ایدئولوژی در عکاسی فکر میکنم، جهانیبینی خیلی بیش از آنکه می‌پنداشتم در عکاسی مهم است. آثارش را در عکسهای مصطفی امام میبینم.&lt;br /&gt;البته دوربین از هر نوعش صرفا یک ابزار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از بابت آموخته هایم، همیشه به محمد حسامیان مدیون هستم، صحبتهای او شیرین و دلنشین است و بی ریا. خیلی چیزها آموختم از او، ولی همیشه در این آرزو خواهم بود که مانند او فروتن باشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایرج مهرگان، با دید وسیع و ایده‌هایش بیشترین وقت را روی سایت گذاشته و میگذارد. خستگی‌ناپذیر و انرژیک! شاید دو بار بیشتر همدیگر را ندیده باشیم ولی معتقدم که مسوول، مفید و ارزشمند است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با تشکر از همه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/2007/03/blog-post.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/3415913210033360728'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/3415913210033360728'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935.post-116339699960222519</id><published>2006-11-13T09:09:00.000+03:30</published><updated>2007-01-14T11:41:30.640+03:30</updated><title type='text'>پاییز، بهار دوم است!</title><content type='html'>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; پاییز، بهار دوم است!&lt;br /&gt;وقتی که هر برگ، گلی است خوش رنگ و زیبا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از بهترین فصول سایت برای عکاسی، پاییز است. تنوع و جذابیت صحنه های پاییزی آنقدر زیاد است که کمتر کسی است که وسوسه نشود تا یک سری عکس پاییزی بگیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در صورتی که به یک سری نکات توجه کنیم، می توانیم عکسهای فوق العاده ای از پاییز بگیریم. مهمترین شاخصه عکسهای پاییزی، رنگ و نور آنهاست. کلا عکسی که رنگ های زنده داشته باشد ارزشمند است ولی در مورد عکسهای پاییزی، رنگ اهیمت بیشتری پیدا می کند. در این مطلب سعی شده است تا یک سری از تجربیات شخصی ام در رابطه با عکاسی در فصل پاییز به طور خلاصه آورده شود. &lt;/p&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt; در هر زمانی از روز می توان سوژه های خوب پاییزی را پیدا کرد و از آنها عکاسی کرد. لیکن بهترین زمان برای عکاسی در پاییز صبح (بعد از طلوع خورشید) و نزدیک غروب است. حتما عبارت "ساعت های طلایی" را شنیده اید. این ساعت ها شرایط نوری بسیار مناسب است و مایل تابیدن نور خورشید طول موج نوری ایجاد می کند که همه رنگ ها را گرم می کند. رنگهای قرمز و طلایی در این ساعت ها بسیار خوب ثبت می شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;استفاده از فیلتر پولاریزه بسیار مفید خواهد بود و رنگهای قوی و موثری ثبت خواهند شد. معمولا از فیلتر پولاریزه برای ثبت رنگ آبی آسمان استفاده می شود، ولی استفاده از آن در عکسهای پاییزی نیز بسیار موثر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;دیافراگم بسته، یکی از شگردهایی است که برای بدست آوردن رنگهای قوی استفاده می شود. از شماره های بزرگ F-Stop استفاده کنید و زمان نور دهی را بالا ببرید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;از ISO بسیار پایین استفاده کنید و از حساسیت های بالا پرهیز کنید. هرچه حساسیت پایین تر باشد رنگها بهتر ثبت می شوند. این مورد خیلی جاها جواب می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;یک یا دو استپ نور را کمتر ثبت کنید. سعی کنید یک یا دو استپ نور را از آنچه به نظر می رسد کمتر ثبت کنید. در خیلی مواقع این کار باعث می شود تا کنتراست نوری خوبی ثبت می شود، رنگ ها نیز جا افتاده تر شوند. بعدا در صورتی که لازم باشد می توان در نرم افزار کمی کار را روشن کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;تراز سفیدی (White Balance) در دوربین های دیجیتال بسیار مهم است. کافی است با کمی دقت و انتخاب حالت درست به هدف مورد نظر رسید. استفاده از مد "هوای ابری" (Cloudy) در پاییز، رنگها را می کند (لازم نیست که حتما هوا ابری باشد). همچنین می توان در نرم افزارهای RAW Processor کلوین را بالا برد تا گرمی رنگها تقویت شود. البته باید دقت کرد که در این کار زیاده روی نشود وگرنه رنگها غیر واقعی به نظر می رسند.  در دوربین های فیلمی، به جای تراز سفیدی(White Balance) ، از فیلترهای مختلف برای بدست آوردن محیط های رنگی مختلف استفاده می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;حتما پشت به خورشید عکاسی کنید. عکاسی رو به خورشید باعث می شود تا حالت ضد نور ایجاد شود و کنترل نور بسیار مشکل می شود، رنگها ضعیف می شوند و همچنین تابش نور خورشید در لنز (lens flare) از کیفیت کار می کاهد. در صورتی که رو به خورشید عکس میگیرید از هود لنز استفاده کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;استفاده از سه پایه را در الویت کار قرار دهید. اگر در عکاسی از صحنه های پاییزی موارد فوق را اجرا می کنید حتما به سه پایه نیاز دارید. برخی از تکنیک های بیان شده در بالا باعث می شوند تا از سرعت ثبت پایین تری استفاده شود و بدون سه پایه کار کمی سخت می شود. ضمن اینکه در هوای بارانی، حفاظت دوربین در مقابل باران راحت تر است و با استفاده از چتر یا یک پوشش ضد آب راحت تر می توان عکاسی کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;سعی کنید به دنبال کنتراست های رنگی بگردید، مثل تقابل رنگ آبی آسمان با قرمز و طلایی  و یا سبزی چمن ها با زردی و قرمزی برگها.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;همیشه به دنبال ثبت کل منظره نباشید، هر یک از برگ ها می توانند سوژه خوبی برای تهیه عکسی با زاویه بسته (Close up) باشند. بافت ها و جزییات در پاییز سوژه های بسیار خوبی هستند.&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;البته حتماً برخی خوانندگان از این موارد اطلاع داشته و آنها را به کار می گیرند. حتی ممکن است بسیاری عکاسان شگردهای دیگری نیز داشته باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته ای که در اینجا لازم می دانم به آن اشاره کنم این است که شگردها و تکنیک ها هیچگاه به تنهایی باعث نمی شوند تا خروجی کار عالی یا حتی خوب باشد! به نظر من حس و تجربه حسی، جهانبینی عکاس، و اینکه عکاس از محیط پیرامونش چه چیزهایی را چگونه می بیند و چه برداشتی از آنها دارد،  از عوامل مهم تهیه عکس قوی و موثر هستند. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/2006/11/blog-post.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/116339699960222519'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/116339699960222519'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935.post-116720719541467881</id><published>2006-12-27T10:38:00.000+03:30</published><updated>2006-12-29T01:24:19.050+03:30</updated><title type='text'>بازی یلدا</title><content type='html'>خوب سعی میکنم تا جایی که ممکنه در این وبلاگ، مطالب مرتبط با عکاسی بنویسم، هرچند تعداد نوشته هام خیلی خیلی کمه!ولی الان برای اینکه به کار گروهی احترام بگذارم به دعوت دوستان &lt;a href="http://amin.wide10.com"&gt;خانم سعیده امین &lt;/a&gt;و &lt;a href="http://golboo.wide10.com"&gt;خانم گلو فیوضی &lt;/a&gt;این پست صورت میگیرد. حقیقت این است که هرچی فکر میکنم چیزی یادم نمی آید! موارد آنقدر زیاد است که همه رو فراموش کرده ام!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1. از پدرم شنیده بودم که در بازار صفویه (روبروی پارک ملت) یک فروشگاه نوار موسیقی است با عنوان عالیقاپو. خودم هم یک سری نوار قدیمی داشتم که موقع پخش موزیک، آقایی عبارت "عالیقاپو، بازار صفویه" را تکرار میکرد! یه جوارایی watermark زده بودند روی نوار که کپی نشه!یک روز رفتم که فروشگاه رو پیدا کنم و یک دل سیر خرید کنم! توی پاساژ خیلی گشتم ولی خبری از این فروشگاه نبود. از یکی از مغازه دار ها پرسیدم که فروشگاه عالیقاپو کجاست؟ گفت چی میخواب بخری؟ گفتم نوار و سی دی! گفت 30 سال دیر اومدی!!! ده دقیقه یا یکساعت دیر رسیدن خیلی احساس بدی در آدم ایجاد میکنه ! ولی وقتی آدم میفهمه که 30 سال دیر رسیده اون وقت احساس خیلی خیلی بدتری به آدم دست میده!اون فروشگاه قبل از انقلاب تعطیل شده بود! صورت اون آقا برام خیلی جالب بود که میگفت این پسره 30 سال تو غار بوده حتما! (:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2. پارسال زمستون ماشین رو برداشتم رفتم از برف عکاسی کنم، یه جاده باریک و کوهستانی تو منطقه شمشک رو گرفتم رفتم بالا. یه جا به علت عدم دقت، ماشین توی برف گیر کرد. ای بابا حالا چی کار کنم!؟! خوب کاری نداره پسر! بزن تو دنده کمک و چرخهای جلو رو هم درگیر کن! ماشین 4wd حالشو ببر! با دنده کمک، ماشین با یه نیش گاز دراومد. ولی وقتی خواستم راه بیفتم دیدم دنده گیر کرده و سرعت ماشین بیشتر از 20 کیلومتر نمیشه! هر کاری کاری کردم درست نشد، هوا هم رو به تاریکی بود، اون روز همه 70 کلیومتر تا در خونه رو با سرعت 15 کیلومتر در ساعت اومدم! تو جاده الاغ سوار و عابر های پیاده هم از من جلو میزدن! منظورم از ماشین 4wd پرادو و پاجرو نیست، نوع ماشین جیپ آهو مدل 58!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3. رجوع شود به&lt;a href="http://nima.wide10.com/2006/10/blog-post.html"&gt;http://nima.wide10.com/2006/10/blog-post.html&lt;/a&gt; البته این موضوع چون قبلا منتشر شده فکر کنم در بخش جنبی بازی یلدا قرار بگیره!</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/2006/12/blog-post_116720719541467881.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/116720719541467881'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/116720719541467881'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935.post-116534138599932257</id><published>2006-12-05T21:16:00.000+03:30</published><updated>2006-12-24T22:20:26.180+03:30</updated><title type='text'>کپی رایت رعایت شده!</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=2178"&gt;&lt;img src="http://nima.wide10.com/2178-2.jpg" align="left" border="1" hspace="4" vspace="4" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;طی یکی دو هفته اخیر چند دوست عزیز در کمال لطف و دقت نظر به من خبر دادند که یکی از عکسهایم در &lt;a href="http://www.irancell.ir"&gt;صفحه اول سایت ایرانسل &lt;/a&gt;قرار داده شده و جویا شده بودند که آیا با اجازه بوده یا نه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید عادت کرده ایم که با این گونه موارد طور دیگری برخورد کنیم و همیشه حالت منفی را در نظر بگیریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنقدر عکسها به سرقت رفته و بدون کسب اجازه و پرداخت حق صاحب اثر در اینجا و آنجا استفاده شده که وقتی عکسی آشنا را در جایی می بینیم ناخود آگاه گمان می کنیم که حتما حق مالکیت معنوی رعایت نشده و صاحب اثر روحش هم خبر ندارد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی خوشبختانه هنوز هستند کسانی که به رعایت حقوق دیگران پایبندند!&lt;br /&gt;به امید روزی که همه به رعایت این موارد پایبند باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با تشکر از توجه همه دوستان.</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/2006/12/blog-post.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/116534138599932257'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/116534138599932257'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935.post-116194204745902812</id><published>2006-10-27T13:05:00.000+03:30</published><updated>2006-11-14T10:44:04.480+03:30</updated><title type='text'>ثبت هایی در ذهن!</title><content type='html'>‏می خواهم از بد ترین خاطره ای که در عکاسی دارم بگویم.&lt;br /&gt;‏‏500 کیلومتر مسیر را شبانه طی کردم، به بندر که رسیدم هوا خوب و آفتابی بود، سریع دست به کار شدم، یک ‏قایق کرایه کردم و برای راننده قایق هم توضیح دادم که برای عکاسی می رویم و اینکه چگونه حرکت کند و هر ‏موقع گفتم موتور را خاموش کند.‏خودم به قسمت نوک قایق رفتم و دوربین در دست شروع کردم به کار و راننده قایق هم خوب همکاری می کرد. ‏روز خوبی بود، تقریبا یک حلقه 36 تایی گرفتم.&lt;br /&gt; ‏وقتی برگشتم به ساحل پول خوبی به راننده دادم و سوار ماشین شدم و حرکت کردم. در راه یکی دو عکس دیگر ‏گرفتم و وقتی چند تای دیگر گرفتم دیدم ظاهرا فیلم تمام نمی شود!!!&lt;br /&gt; ‏کیسه خوابی که همراه داشتم را باز کردم و کلی چیز های دیگر هم روی آن ریختم و در زیر آن جای تاریکی ایجاد ‏کردم تا درب دوربین را باز کنم و ببینم که چه بلایی سر فیلم آمده! ‏در تاریکی دست کشیدم روی فیلم و متوجه شدم که حتی یک فریم هم رد نشده!‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرصتی برای بازگشت و عکاسی مجدد نداشتم و به خاطر مشکلی که در تهران پیش آمده بود مجبور بودم یک ‏راست برگردم به تهران.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;‏آن روز همه عکس ها فقط در ذهنم ثبت شدند. ‏&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تجربه ای تلخ بود تا در هنگام جا زدن فیلم بیش از قبل دقت کنم.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏ ‏</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/2006/10/blog-post.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/116194204745902812'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/116194204745902812'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935.post-116223156065715514</id><published>2006-10-30T21:02:00.000+03:30</published><updated>2006-11-13T13:51:34.790+03:30</updated><title type='text'>سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;سرانجام افتتاح شد!‏ دوسالانه دهم عکاسی آغاز به کار کرد، با مراسم افتتاحیه‌ای که در شان عکاسی ما نبود. ‏بازدیدکنندگان در پایین پله ها و در صحن حیاط جمع شده و یکی از بالای پله ها برای آنها سخنرانی می کند. ‏ حالا بفرمایید از عکس ها بازدید کنید. ‏ جمعیت نسبتا زیادی برای ساعات اولیه نمایشگاه آمده بودند. البته ظاهرا کارت دعوت هایی برای کلیه شرکت ‏کنندگان ارسال شده بوده که به دست هیچ یک نرسیده! ولی ارسال پیام کوتاه (‏SMS‏) برای دارندگان تلفن همراه ‏باعث شد تا خیلی ها از محل و زمان برگزاری نمایشگاه اطلاع یابند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏ وارد سالن ها که شدیم ازدحام جمعیت و شلوغی بیش از آن بود که بتوان عکس ها را با دقت و حوصله و تمرکز ‏نگاه کرد. زود تر خودم را به بخشهای مورد علاقه ام رساندم تا حداقل آن قسمت ها را بیشتر ببینم. ‏طبیعت، پرتره، خلاقه، بخشهایی بود که زمان&lt;br /&gt;بیشتری در آن ها گذراندم. ‏ در پای بعضی از عکسها خیره میماندم که چگونه این عکس به نمایشگاه راه یافته!!! از درب آمده یا از پنجره؟!‏خوب نباید شک کرد، حتما حکمتی داشته است و داوران نمایشگاه همه شان استاد هستند و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏در بخش خلاقه،یکی دو کار جالب دیده میشد، ولی در کل خدا پدر شرکت ‏&lt;a href="http://www.adobe.com"&gt;Adobe&lt;/a&gt;‏ را بیامرزد که با &lt;a href="http://www.adobe.com/photoshop"&gt;محصولش&lt;/a&gt; ‏واقعاً این بخش را آباد کرده بود!!! نمی دانم خلاقیت "سیب در جوی آب" و یا "کله پاچه!" کجاست. ولی می دانم که طبق یک سنت ‏‎]‎‏!!!‏‎[‎‏ ایرانی، ‏جور دیگر باید دید و چشم ها را باید شست و از این حرفها!!! (البته با احترام فراوان به سهراب سپهری)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏ در بخش پرتره هم تنها دو سه کار نظرم را جلب کرد، ولی کارهای سطحی و معمولی تعدادشان بیشتر می‌نمود. ‏ من هم مانند خیلی ها معتقدم که در ارزش گذاری بر روی عکس، کیفیت حرف اول را نمی زند. گرین (‏Grain‏) یا ‏نویز، اور شدن یا آندر شدن قسمتی از کار، و غیره را باید بعد از کلیت کار دید. یک کار قوی از نظر محتوا و ‏مفهوم می تواند تمامی اشکالات ثبت و یا چاپ را پوشش دهد. ‏ولی تکلیف کاری که نه محتوای آنچنانی دارد و نه کیفیت و نه چاپ مناسب چیست؟برای دیدن سرانجام چنین ‏کاری می توانید به بخش طبیعت سری بزنید و چندین نمونه را مشاهده کنید. ‏به طور مثال، یک تصویر کویری چند لایه بسیار معمولی که حتی از فاصله دور نیز نمی تواند آن را دید از بس ‏که پیکسل های تصویر تو ذوق می زنند و رنگ و کنتراست پایین آن چشم را خسته میکند. ‏اینجاست که بسیار متاسف می شوم از اینکه می بینم کارهای &lt;a href="http://www.foto.ir/Members/Profile.aspx?ID=1422"&gt;مصطفی امام &lt;/a&gt;و خیلی های دیگر جایشان خالی است! حقیقتاً در ثبت &lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=23120"&gt;کویر&lt;/a&gt; ‏بهتر از او ندیدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عکسی از یک درب زرد کنار دریا که از فاصله یک متری می توان پیکسل های آن را شمرد!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏البته انصافاً بخش طبیعت یکی از بهترین قسمت ها بود در آن برزخ! یک نکته جالب در مورد این بخش، به جز یک عکس، هیچ اثری از ثبت حیاط وحش نیست! شاید تنوع و جذابیت ‏گونه های جانوری مان کم است. حتما همینطور است! ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با دو نفر از دوستان مشغول صحبت بودیم که خبرنگار شبکه ماهواره ای جام جم آمد جلو و نظر ما را در مورد ‏نمایشگاه جویا شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;‏‏-&lt;/strong&gt; نظر شما راجع به برگزاری این دو سالانه چطور است؟&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;‏‏0&lt;/strong&gt; نظر من؟ خوب نظرم منفی است. ‏‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;-&lt;/strong&gt; چرا؟!! نمایشگاه به این خوبی! مشکل چیه؟&lt;br /&gt;‏&lt;strong&gt;0&lt;/strong&gt; خوب به نظر من اگر از 430 عکس 20 تا عکس خوب باشد یعنی نمایشگاه خوب نیست. غیر از این است؟‏&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;-&lt;/strong&gt; برای ایران که همین هم خیلی خوبه!&lt;br /&gt;‏‏&lt;strong&gt;0&lt;/strong&gt; ‏‎]‎اینجا دیگه عصبانی شدم و با حالت تهاجمی گفتم:‏‎[‎‏ یعنی چی برای ایران؟!! چطور در همه زمینه ها داد و بیداد ‏می کنیم که ما از دنیا عقب نیستم و در خیلی رشته ها ادعا می کنیم که حتی برتر و پیشرو هستیم ولی حالا که به ‏عکاسی رسیده می گویید در سطح ما خوب است!؟ کمتر از نیم قرن از اختراع دوربین عکاسی، ناصرالدین شاه، ‏پادشاه ایران عکاسی می کرده! یعنی از همان اول عکاسی در ایران ریشه داشته. حالا بعد از 150 سال می گویید ‏در سطح ایران خوب است!!!&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;‏‎-&lt;/strong&gt;‎‏ خوب همین که وزارت ارشاد با این همه ممیزی و فیلتر شدن عکسها این نمایشگاه را برگزار کرده خودش خیلی ‏خوب است. ‏‎]‎‏ منظورش این بود که باید از ارشاد تشکر کنیم‎[‎&lt;br /&gt;‏&lt;strong&gt;0&lt;/strong&gt; اول، اگر انجمن ملی عکاسی تاسیس کردیم و این همه دردسر و رفت و برگشت داشتیم، چرا وزارت ارشاد باید ‏نمایشگاه دو سالانه را برگزار کند؟ پس انجمن ملی عکاسی به چه کار آید؟ دوم، بودجه دولتی و مالیات خود مردم ‏و عکاسان است که هزینه شده. سوّم، آیا برگزار کردن نمایشگاه صرفا برای اینکه بگوییم دو سالانه داریم جای ‏تقدیر دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏ اینجا بود که خبرنگار گفت متاسفانه این گزارش قابل پخش نیست!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏خوب حق داشت، گزارش که نباید از بخش دولتی انتقاد کند! یکی را پیدا می کنیم که تعریف و تمجید کند از این ‏اقدام فرهنگی و بشر دوستانه و باند بازانه و .... ، با او مصاحبه می کنیم.&lt;br /&gt;-------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;این متن را روز جمعه گذشته نوشتم ، ولی آنرا منتشر نکردم، فکر کردم که شاید من در آن شلوغی خوب عکس ها ‏را ندیده ام. یا شاید عکس های خوب را ندیده ام و یا شاید الان بغض و حسد و غرض ورزی باعث شده است تا این متن ‏را بنویسم.&lt;br /&gt;‏تصمیم گرفتم دوباره به نمایشگاه سر بزنم، روز شنبه با اتفاق یک نفر دوباره رفتم و همه بخش ها و عکس ها را ‏دیدم و دقت کردم و ... هـــــیــــچ!!!‏متوجه شدم همان برداشتم اول در روز افتتاحیه درست بوده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازدید دوم صحنه های جالبی داشت! یکی از عکاس ها داشت روی دیوار میخ می کوبید تا عکسش را که خودش ‏مجددا چاپ کرده بود و کیفیتش بهتر بود و البته بزرگتر از عکس های دیگر بود را به دیوار بزند! تعدادی از عکسها هم عکسهایشان را به همین ترتیب نصب کرده بودن که نه اسم داشت و نه عنوان، حتی تعدادی ‏از کارها با قاب چوبی‎]‎‏!‏‎[‎‏ بودند! بلاخره در چنین نمایشگاهی هماهنگی حرف اول را می زند! صحنه دیگر مربوط به نگهبان یکی از سالن ها بود که هر 20 دقیقه از جایش بلند می شد و شروع می کرد به ‏شمردن عکس های دیوار روبرو! فکر کنم شب قبل فیلمی مربوط به سرقت از لوور دیده بود!!! ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها مزیت بازدید دوم، دیدن چند عکس از استادانی چون نیکول فریدنی و چند پیشکسوت دیگر بود که کمی مرا به ‏تامل وا داشت. ‏ باز هم متن را منتشر نکردم، شاید فقط من اینطور فکر می کنم و نظر دیگران اینطور نیست.&lt;br /&gt;‏ولی امروز که&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=35438"&gt; نوشته و عکس مصطفی امام &lt;/a&gt;را دیدم، خودم را سریع رساندم تا نوشته منتشر نشده ام را منتشر ‏کنم!!!‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میلیون ها تومان هزینه، صرف حجم بسیار زیادی از وقت شرکت کنندگان و ارسال کنندگان، و هزاران اصراف و ‏بخور بخور و... نتیجه اش شده &lt;strong&gt;دهمین دوسالانه عکس ایران&lt;/strong&gt;! ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/2006/10/blog-post_30.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/116223156065715514'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/116223156065715514'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935.post-115821186426241928</id><published>2006-09-14T07:48:00.000+03:30</published><updated>2006-10-26T20:18:14.226+03:30</updated><title type='text'>متاسفم برای عکاسی مستند اجتماعی</title><content type='html'>&lt;strong&gt;به نظر من عکس‌هایی که رسیده تا این‌جایی که من دیدم عکس‌های خیلی پیش پا افتاده ایست و متاسفم برای عکاسی مستند اجتماعی و فکر می‌کنم عکاسی مستند اجتماعی ایران دیگر وجود ندارد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;این قسمتی از حرفهای &lt;strong&gt;امید صالحی&lt;/strong&gt; است درباره عکسهای مستند اجتماعی رسیده به دهمین دوسالانه عکاسی ایران است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخی دیگر از نظرات بسیار امیدوار کننده داوران بخش مستند اجتماعی بینال عکس در مورد عکس‌های ارسالی:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;محمد غفوری: بسیار دید عقب افتاده‌ای داریم&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تا این لحظه تک عکس‌ها را و بخشی از مجموعه‌ها را هم دیده‌ایم.متاسفانه باید بگویم وضعیت خوبی ندارد.به نظر من بسیار دید عقب افتاده‌ای داریم در عکاسی. به‌خصوص در بخشی که ما داوری آن را به عهده داریم. این عکس‌ها نگاهش غالبا نگاه اوایل قرن بیستم هست. ندرتا عکس‌هایی دیده میشود با تعاریف ِ باز هم امروزی نه ، بلکه با تعاریف دهه‌های شصت و هفتاد ِ عکاسی مستند، یعنی تا حدی به این تعاریف نزدیک هست. فکر می‌کنم علت اصلی آن هم&lt;strong&gt; فقدان آموزش&lt;/strong&gt; باشد و &lt;strong&gt;تصور غلطی که ظاهرا در اذهان هست که عکاسی احتیاج به آموزش ندارد&lt;/strong&gt;. و همه می‌توانند با داشتن یک دوربین یک چیزی را ثبت کنند. من فکر می‌کنم عکاس مستند اجتماعی قبل از هر چیز باید نگاه اجتماعی داشته باشد، مطالعه اجتماعی کرده باشد بعد بر اساس آن برود عکاسی بکند و این وجود ندارد.مشکل دیگری که به‌وضوح به چشم می‌خورد بحث عکاسی دیجیتال هست که مزید بر علت شده یعنی یک سهولت و یک سهل‌انگاری را ایجاد کرده که حاصلش همین آثاری هست که رسیده. من مطلقا راضی نیستم تا این‌جای قضیه از کار.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;علیرضا کریمی صارمی: عکس‌های رسیده به نوعی دچار سطحی نگری‌است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با توجه به این‌که یک شناخت نسبی‌ای نسبت به عکاسی ایران دارم و ارتباطی که با بخش عمده جوانان عکاس نیز هست، انتظار داشتم از نظر کیفیت عکس‌ها از کیفیت بالاتری برخوردار باشند اما وقتی که نگاه می‌کنم می‌بینم که متاسفانه تعداد زیادی از عکس‌هایی که رسیده به نوعی دچار سطحی نگری‌است با این‌که تعداد عکس‌های رسیده بالای &lt;strong&gt;3000 عکس&lt;/strong&gt; هست. این تعداد از یک‌ نظر خوش‌بینانه است چرا که می‌توانیم بگوییم جامعه عکاسی ایران همچنان تحرک و پویایی دارد اما &lt;strong&gt;مهم‌ترین اشکالی که وجود دارد در نوع تفکر و پرداختن به عکاسی است&lt;/strong&gt;. تعدادی از این عکس‌ها سوژه‌های دم‌دستی است که تبدیل به عکس می‌شود. سوژه‌هایی که بارها در مسیر محل کار به منزل و بالعکس این‌ها را می‌بینید و یک نگاه مستند و مستند اجتماعی در عکس‌ها نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سید عباس میرهاشمی: &lt;/strong&gt; تا این‌جایی که من عکس‌ها را دیدم تعداد کارهایی که غیر قابل قبول بود نسبت به کارهای مورد قبول خیلی بیشتر بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;محمد اسلامی ‌راد: خیلی‌ها کار را آسان فرض کرده‌اند&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;ابتدا فکرمی‌کردم عکس‌های خوب و خیلی خوب زیاد می‌بینیم ولی متاسفانه کم بودند و در حدی که انتظار داشتیم نبودند.بعضی‌ها نمایشگاه را با نمایشگاه‌های استانی و محلی اشتباه گرفته‌اند. هر کسی هم عکسش را فرستاده. در دوسالانه باید غربال‌ها فرق ‌کند تا هر عکسی از آن رد نشود و عکس‌های خوب بالا بیایند. منظور سخت‌گیری بی‌مورد نیست ولی عکس خوب ، عکسی که برای آن وقت گذاشته باشند مورد نظر است. در زمینه مستند اجتماعی ، اگر تک عکس باشد ، یا عکس باید خیلی قوی باشد یعنی هم بار موضوع آن و هم نوع اجرا آنقدر قوی باشد تا انسان را تحت تاثیر قرار دهد یا اگر به‌صورت Story هست بیننده یا من داور متوجه بشود که عکاس به آن بها داده و برای آن وقت کافی گذاشته که هر دو موردش خیلی کم هست. یعنی عکاس سوژه جالبی پیدا کرده اما خواسته است نهایتا یک صبح تا بعد از ظهر وقت بگذارد.برای سوژه باید وقت گذاشت برای آن باید زحمت کشید.&lt;strong&gt;عکس خوب یا مجموعه خوب باعث ایجاد انرژی در من می شود اما هنوز تا این زمان عکس‌هایی که به من انرژی مثبت بدهد ندیده‌ام&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کلا همه نظرات امیدوار کننده است و نشان از آن است که به هیچ وجه از عکاسی دنیا عقب نیستیم. بلی، عقب، جلو و یا هم رده نیستیم بلکه اصلا وجود نداریم!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شاید خیلی ها خرده بگیرند که این چه حرفی است و ما کلی عکاسهای خوب و قوی داریم و حرفها برای گفتن!&lt;br /&gt;ولی بهتر است کمی با دقت نظر و تامل بیشتر به این موضوع دقت کنیم.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خودمان را با خودمان مقایسه نکنیم!&lt;/strong&gt; که کاری بس اشتباه است.&lt;br /&gt;چگونه ممکن است که از بین 3000 اثر ارسالی حتی یک عکس ها مورد پسند داوران قرار نگیرد؟ آن عکاسهای خوب و برجسته ای که همه از آنها صحبت میکنند کجا هستند؟ آیا شرکت در چنین نمایشگاهی را در حد خود نمیدانند و شرکت نکرده اند؟ یا اینکه...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نسل سوخته عکاسی ایران امروز با بحران روبروست و در این بین، تکنولوژی دیجیتال و برداشت غلط از آن، نبود آموزش های لازم، پراکنده کاری، نامه نگاری ها و داد و بیدادهای جنجال برانگیز و من و من گفتن ها، نبود یک برنامه و طرح در سطح ملی و ... این بحران را تشدید کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بحث عکاسی مستند که در بالا به آن اشاره شد شاید فقط بهانه ای و نماینده ای باشد برای سایر ژانرهای عکاسی کشورمان.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تا دیر نشده به خودمان بیاییم&lt;/strong&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/2006/09/blog-post.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/115821186426241928'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/115821186426241928'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935.post-115649104799418540</id><published>2006-08-25T10:39:00.000+03:30</published><updated>2006-08-25T11:11:56.816+03:30</updated><title type='text'>مسجد وكيل - شیراز</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=7126" target="_blank"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="مسجد وکیل" src="http://nima.wide10.com/uploaded_images/7126-1-716340.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;يكي از بناهاي زيبا و بسيار مستحكم دوره زنديه كه از لحاظ هنري و معماري داراي اهميت زيادي است، مسجد وكيل (مسجد سلطاني يا جامع وكيل) مي‌باشد. اين مسجد بدستور كريم‌خان ‌زند ساخته شده است.از مناطق ديدني اين مسجد، شبستان جنوبي است كه داراي 48 ستون سنگي يكپارچه مي‌باشد(همین تصویر). مساحت اين شبستان در حدود 5 هزار متر مربع است و منبر چهارده پله‌اي يكپارچه از سنگ مرمر از زيبائيهاي قسمت شبستان مي‌باشد. در منابع آمده است كه به فرمان كريم خان اين سنگ از مراغه به شيراز آورده شد. درسمت شمال مسجد طاق بلند و مهمي ساخته شده كه به طاق مرواريد معروف است و در دور اين طاق با قلم درشت و خط ثلث عالي يكي از سوره‌هاي قرآن به صورت هلالي نوشته شده است. اهميت مسجد وكيل به جزء وسعت زياد آن در تاريخ هنر و معماري ايران مي‌باشد.&lt;br /&gt;از دید بنده، در مقایسه با معماری دوره صفویه، معماری دوره زندیه بی آلایش تر و کاربردی تر مینماید. معماری ساده و در عین حال محکم با حداقل تزیینات و آرایشهای معمول نظر مرا جلب کرد. مورد دیگر که خیلی برایم جالب بود عدم رسیدگی و بازسازی و نبود هیچ گونه اطلاع رسانی در مورد بناهای شیراز بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=7327" target="_blank"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://nima.wide10.com/uploaded_images/7327-781973.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; سنگتراش هنرمند روی دو ستون از چهل و هشت ستون &lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=7726"&gt;شبستان اصلی مسجد&lt;/a&gt;(عکس بالا)، سال ساخت ستون ها را حک کرده. اکثر بازدید کنندگان از این موضوع اطلاع ندارند و بنده هم از یک باستانشناس شینده بودم و با کمی جستجو و خوش شانسی هر دو ستون را پیدا کردم. روی یکی کمرنگ تر بود و این تصویر از ستونی است که حکاکی آن برجسته تر است.</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/2006/08/blog-post_25.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/115649104799418540'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/115649104799418540'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-33163935.post-115640357606075286</id><published>2006-08-24T10:40:00.000+03:30</published><updated>2006-08-24T10:51:59.143+03:30</updated><title type='text'>رباط خرگوشی</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=8267"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="عکس کاروانسرای رباط خرگوشی" src="http://nima.wide10.com/uploaded_images/8267-730560.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;رباط خرگوشی یکی از بناها ی دوران صفوی است و در سال ۱۰۲۴هجری قمری ساخته شد(این تاریخ بر اساس مواردی که در مراجع مختلف پیدا کردم بدست آمد و ممکن است صحیح نباشد) . این کاروانسرا در ۴۰ کیلومتری غرب شهر ندوشن حد فاصل تالاب گاو خونی و این شهر قرار دارد كه به دليل موقعيت خاص آن تا ۶۰ سال گذشته نیز مورد استفاده مسافران قرارمي گرفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروزه در کاروانسرای رباط خرگوشی که حدود ۶ هزار متر وسعت دارد، بالغ بر ۲۰۰ گوسفند نگهداری می شود . وجود این تعداد دام در یک بنای تاریخی باعث تخریب شدید این کاروانسرای صفوی شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فاصله بنا از شهر یزد در حدود ۲۰۰ کیلومتر است که حدودا ۵۰ کیلومتر از راه به صورت جاده خاکی است.</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nima.wide10.com/2006/08/blog-post.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/115640357606075286'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/33163935/posts/default/115640357606075286'></link><author><name>نیما مهربانی</name></author></entry></feed>