

سرانجام افتتاح شد! دوسالانه دهم عکاسی آغاز به کار کرد، با مراسم افتتاحیهای که در شان عکاسی ما نبود. بازدیدکنندگان در پایین پله ها و در صحن حیاط جمع شده و یکی از بالای پله ها برای آنها سخنرانی می کند. حالا بفرمایید از عکس ها بازدید کنید. جمعیت نسبتا زیادی برای ساعات اولیه نمایشگاه آمده بودند. البته ظاهرا کارت دعوت هایی برای کلیه شرکت کنندگان ارسال شده بوده که به دست هیچ یک نرسیده! ولی ارسال پیام کوتاه (SMS) برای دارندگان تلفن همراه باعث شد تا خیلی ها از محل و زمان برگزاری نمایشگاه اطلاع یابند!
وارد سالن ها که شدیم ازدحام جمعیت و شلوغی بیش از آن بود که بتوان عکس ها را با دقت و حوصله و تمرکز نگاه کرد. زود تر خودم را به بخشهای مورد علاقه ام رساندم تا حداقل آن قسمت ها را بیشتر ببینم. طبیعت، پرتره، خلاقه، بخشهایی بود که زمان
بیشتری در آن ها گذراندم. در پای بعضی از عکسها خیره میماندم که چگونه این عکس به نمایشگاه راه یافته!!! از درب آمده یا از پنجره؟!خوب نباید شک کرد، حتما حکمتی داشته است و داوران نمایشگاه همه شان استاد هستند و ...
در بخش خلاقه،یکی دو کار جالب دیده میشد، ولی در کل خدا پدر شرکت Adobe را بیامرزد که با محصولش واقعاً این بخش را آباد کرده بود!!! نمی دانم خلاقیت "سیب در جوی آب" و یا "کله پاچه!" کجاست. ولی می دانم که طبق یک سنت ]!!![ ایرانی، جور دیگر باید دید و چشم ها را باید شست و از این حرفها!!! (البته با احترام فراوان به سهراب سپهری)
در بخش پرتره هم تنها دو سه کار نظرم را جلب کرد، ولی کارهای سطحی و معمولی تعدادشان بیشتر مینمود. من هم مانند خیلی ها معتقدم که در ارزش گذاری بر روی عکس، کیفیت حرف اول را نمی زند. گرین (Grain) یا نویز، اور شدن یا آندر شدن قسمتی از کار، و غیره را باید بعد از کلیت کار دید. یک کار قوی از نظر محتوا و مفهوم می تواند تمامی اشکالات ثبت و یا چاپ را پوشش دهد. ولی تکلیف کاری که نه محتوای آنچنانی دارد و نه کیفیت و نه چاپ مناسب چیست؟برای دیدن سرانجام چنین کاری می توانید به بخش طبیعت سری بزنید و چندین نمونه را مشاهده کنید. به طور مثال، یک تصویر کویری چند لایه بسیار معمولی که حتی از فاصله دور نیز نمی تواند آن را دید از بس که پیکسل های تصویر تو ذوق می زنند و رنگ و کنتراست پایین آن چشم را خسته میکند. اینجاست که بسیار متاسف می شوم از اینکه می بینم کارهای مصطفی امام و خیلی های دیگر جایشان خالی است! حقیقتاً در ثبت کویر بهتر از او ندیدم.
عکسی از یک درب زرد کنار دریا که از فاصله یک متری می توان پیکسل های آن را شمرد!!!
البته انصافاً بخش طبیعت یکی از بهترین قسمت ها بود در آن برزخ! یک نکته جالب در مورد این بخش، به جز یک عکس، هیچ اثری از ثبت حیاط وحش نیست! شاید تنوع و جذابیت گونه های جانوری مان کم است. حتما همینطور است!
با دو نفر از دوستان مشغول صحبت بودیم که خبرنگار شبکه ماهواره ای جام جم آمد جلو و نظر ما را در مورد نمایشگاه جویا شد.
- نظر شما راجع به برگزاری این دو سالانه چطور است؟
0 نظر من؟ خوب نظرم منفی است.
- چرا؟!! نمایشگاه به این خوبی! مشکل چیه؟
0 خوب به نظر من اگر از 430 عکس 20 تا عکس خوب باشد یعنی نمایشگاه خوب نیست. غیر از این است؟
- برای ایران که همین هم خیلی خوبه!
0 ]اینجا دیگه عصبانی شدم و با حالت تهاجمی گفتم:[ یعنی چی برای ایران؟!! چطور در همه زمینه ها داد و بیداد می کنیم که ما از دنیا عقب نیستم و در خیلی رشته ها ادعا می کنیم که حتی برتر و پیشرو هستیم ولی حالا که به عکاسی رسیده می گویید در سطح ما خوب است!؟ کمتر از نیم قرن از اختراع دوربین عکاسی، ناصرالدین شاه، پادشاه ایران عکاسی می کرده! یعنی از همان اول عکاسی در ایران ریشه داشته. حالا بعد از 150 سال می گویید در سطح ایران خوب است!!!
- خوب همین که وزارت ارشاد با این همه ممیزی و فیلتر شدن عکسها این نمایشگاه را برگزار کرده خودش خیلی خوب است. ] منظورش این بود که باید از ارشاد تشکر کنیم[
0 اول، اگر انجمن ملی عکاسی تاسیس کردیم و این همه دردسر و رفت و برگشت داشتیم، چرا وزارت ارشاد باید نمایشگاه دو سالانه را برگزار کند؟ پس انجمن ملی عکاسی به چه کار آید؟ دوم، بودجه دولتی و مالیات خود مردم و عکاسان است که هزینه شده. سوّم، آیا برگزار کردن نمایشگاه صرفا برای اینکه بگوییم دو سالانه داریم جای تقدیر دارد؟
اینجا بود که خبرنگار گفت متاسفانه این گزارش قابل پخش نیست!!!
خوب حق داشت، گزارش که نباید از بخش دولتی انتقاد کند! یکی را پیدا می کنیم که تعریف و تمجید کند از این اقدام فرهنگی و بشر دوستانه و باند بازانه و .... ، با او مصاحبه می کنیم.
-------------------------------------------------------------------------------------
این متن را روز جمعه گذشته نوشتم ، ولی آنرا منتشر نکردم، فکر کردم که شاید من در آن شلوغی خوب عکس ها را ندیده ام. یا شاید عکس های خوب را ندیده ام و یا شاید الان بغض و حسد و غرض ورزی باعث شده است تا این متن را بنویسم.
تصمیم گرفتم دوباره به نمایشگاه سر بزنم، روز شنبه با اتفاق یک نفر دوباره رفتم و همه بخش ها و عکس ها را دیدم و دقت کردم و ... هـــــیــــچ!!!متوجه شدم همان برداشتم اول در روز افتتاحیه درست بوده.
بازدید دوم صحنه های جالبی داشت! یکی از عکاس ها داشت روی دیوار میخ می کوبید تا عکسش را که خودش مجددا چاپ کرده بود و کیفیتش بهتر بود و البته بزرگتر از عکس های دیگر بود را به دیوار بزند! تعدادی از عکسها هم عکسهایشان را به همین ترتیب نصب کرده بودن که نه اسم داشت و نه عنوان، حتی تعدادی از کارها با قاب چوبی]![ بودند! بلاخره در چنین نمایشگاهی هماهنگی حرف اول را می زند! صحنه دیگر مربوط به نگهبان یکی از سالن ها بود که هر 20 دقیقه از جایش بلند می شد و شروع می کرد به شمردن عکس های دیوار روبرو! فکر کنم شب قبل فیلمی مربوط به سرقت از لوور دیده بود!!!
تنها مزیت بازدید دوم، دیدن چند عکس از استادانی چون نیکول فریدنی و چند پیشکسوت دیگر بود که کمی مرا به تامل وا داشت. باز هم متن را منتشر نکردم، شاید فقط من اینطور فکر می کنم و نظر دیگران اینطور نیست.
ولی امروز که نوشته و عکس مصطفی امام را دیدم، خودم را سریع رساندم تا نوشته منتشر نشده ام را منتشر کنم!!!
میلیون ها تومان هزینه، صرف حجم بسیار زیادی از وقت شرکت کنندگان و ارسال کنندگان، و هزاران اصراف و بخور بخور و... نتیجه اش شده دهمین دوسالانه عکس ایران!
مسوولیت محتوا و صحت مطالب این وبلاگ
برعهده نویسنده استت
© 2004 - 2006
FOTO.IR
| All rights reserved
Powered by
SiteDepartment
| Web Development Services
وقتی جایزه کاوه رو با اینکه در بخش خبری و اجتماعی پررنگتر بود با دوسالانه مقایسه میکنم .. مفهوم تصدی گری و نگاه فرمایشی و سفارشی به هنر رو بهتر متوجه می شم. بهرحال با توجه به محدودیتهایی که وجود داره نمی تونیم به پیشترفت دل ببنیدم ... می دونید که هنرمندی که تمام ذهنیتش حرکت در کلیشه ها و خطهای قرمز باشه چیزی ازش در نمی آد.. اوه! چه پرحرفی کردم.
هم مطلب تو رو خوندم هم مطلب مصطفي رو!
با اينكه نرسيدم كل عكس هارو ببينم ولي تو همون چندتا گالري هم تعداد عكس هاي بد بيشتر از خوب بود!
روده درازي نمي كنم. بهتر از من حرف زدي و بهتر از من جواب دادن! فقط نتونستم اينُ نگم ( كه هم روي حرفم با شماس هم با مصطفي) شما كه اساتيد تكنيك هستيد بد نيست به مباحث نظري عكاسي و سير تحول عكاسي توجه كنيد!تفاوت بين تكنسين هاي هنري و هنرمندهاي خلاق در آرا و عقايدشون مشخص ميشه! ( كه البته يه قاعده صد درصد نيست و استثنائات خودش رو هم داره) و آرا و عقايد نه الهام شدنيه و نه خريدني! خاصل زندگي اجتماعيه كه نه جدا از سياسته نه جدا از اقتصاده نه جدا از روانشناسي و نه جدا از جامعه شناسي!
اميدوارم زيادي حرف نزده باشم!
مرسي!
حق با شماست، شاید اگر عکس من در نمایشگاه بود این همه سر و صدا راه نمی انداختم. ولی باور کن که قصد انتشار این نوشته را نداشتم و خودم را اصلا محق نمی دانم برای اینکه عکسم راه نیافته و اصلا هم نباید این طور میشده چون بهتر از من اینقدر هستند که یک نمایشگاه پر بار و عالی بر پا کنند. من هم که کار ارسال کردم صرفا برای آزمون خودم و انجام فعالیتی در رابطه با پیشرفت خودم بود. هدف دیگری نداشتم. اکنون هم به هدفم رسیدم.
لیکن دلم برای کارهای ارزشمند دیگران می سوزد که باید پشت درب های بسته بمانند. نمونه اش همین مصطفی یا بسیاری دیگر. موضوع بد برگزار شدن و کم و کاستی ها هم موضوعی است که فکر میکنم هر کس که به عکاسی علاقه داشته باشد از آن ناراحت می شود. در کل برای خودم خوشحالم. خوشحالم که در خدمت استادم چیزهایی یاد گرفته ام که نه تنها در عکاسی بلکه در زندگی همیشه همراهم هستند. فقط استادم یادم نداد که برای اینکه بخواهم عکسم به نمایشگاه راه یابد چه باید بکنم!!! (((:
قربانت
اول - چطور می شه عضو سایت فوتو شد...من علم عکاسی ندارم ولی علاقه زیلدی به عکاسی دارم و برای برپایی نمایشگاه هم اقدام کردم و خوشبختانه عکس هام هم انتخاب شده اما احتیاج مبرمی به کمک عکاس های با تجربه دارم و فکر می کنم عضویت در سایتی مثل فوتو که عکاسان باتجربه و فعالی در اون دور هم جمع شدن می تونه بهم کمک زیادی بکنه
دوم - چرا برای برگزاری همایش عکاسی و اینترنت اطلاع رسانی کافی نکردید...برای مثال روزنامه ها رو در جریان قرار ندادید...برای تهیه گزارش موضوع جالبیه.من می تونم در این زمینه بهتون کمک کنم.امیدوارم بتونم تو همایشتون شرکت کنم و گزارشی براتون تهیه و به چاپ برسونم...اگر هم نتونستم دوست دارم با برقراری ارتباط یه مصاحبه حضوری با شما داشته باشم
ممنون
دوست نداشتم مثال بياورم اما نمايش يك جنين كنار جوي آب فكر ميكنم كار خارق العاده اي نباشد آنهم بدين صورت.
اما به هر حال حتما داوران چيزي را مي فهمند كه من نمي فهمم.
گلزاريان