foto.ir | wide10.com | Nima Mehrabany

 A wide view into the world of photography

عکاسی و طراحی وب نيما مهرباني

Thursday, September 14, 2006

متاسفم برای عکاسی مستند اجتماعی
به نظر من عکس‌هایی که رسیده تا این‌جایی که من دیدم عکس‌های خیلی پیش پا افتاده ایست و متاسفم برای عکاسی مستند اجتماعی و فکر می‌کنم عکاسی مستند اجتماعی ایران دیگر وجود ندارد
این قسمتی از حرفهای امید صالحی است درباره عکسهای مستند اجتماعی رسیده به دهمین دوسالانه عکاسی ایران است.

برخی دیگر از نظرات بسیار امیدوار کننده داوران بخش مستند اجتماعی بینال عکس در مورد عکس‌های ارسالی:

محمد غفوری: بسیار دید عقب افتاده‌ای داریم
تا این لحظه تک عکس‌ها را و بخشی از مجموعه‌ها را هم دیده‌ایم.متاسفانه باید بگویم وضعیت خوبی ندارد.به نظر من بسیار دید عقب افتاده‌ای داریم در عکاسی. به‌خصوص در بخشی که ما داوری آن را به عهده داریم. این عکس‌ها نگاهش غالبا نگاه اوایل قرن بیستم هست. ندرتا عکس‌هایی دیده میشود با تعاریف ِ باز هم امروزی نه ، بلکه با تعاریف دهه‌های شصت و هفتاد ِ عکاسی مستند، یعنی تا حدی به این تعاریف نزدیک هست. فکر می‌کنم علت اصلی آن هم فقدان آموزش باشد و تصور غلطی که ظاهرا در اذهان هست که عکاسی احتیاج به آموزش ندارد. و همه می‌توانند با داشتن یک دوربین یک چیزی را ثبت کنند. من فکر می‌کنم عکاس مستند اجتماعی قبل از هر چیز باید نگاه اجتماعی داشته باشد، مطالعه اجتماعی کرده باشد بعد بر اساس آن برود عکاسی بکند و این وجود ندارد.مشکل دیگری که به‌وضوح به چشم می‌خورد بحث عکاسی دیجیتال هست که مزید بر علت شده یعنی یک سهولت و یک سهل‌انگاری را ایجاد کرده که حاصلش همین آثاری هست که رسیده. من مطلقا راضی نیستم تا این‌جای قضیه از کار.

علیرضا کریمی صارمی: عکس‌های رسیده به نوعی دچار سطحی نگری‌است
با توجه به این‌که یک شناخت نسبی‌ای نسبت به عکاسی ایران دارم و ارتباطی که با بخش عمده جوانان عکاس نیز هست، انتظار داشتم از نظر کیفیت عکس‌ها از کیفیت بالاتری برخوردار باشند اما وقتی که نگاه می‌کنم می‌بینم که متاسفانه تعداد زیادی از عکس‌هایی که رسیده به نوعی دچار سطحی نگری‌است با این‌که تعداد عکس‌های رسیده بالای 3000 عکس هست. این تعداد از یک‌ نظر خوش‌بینانه است چرا که می‌توانیم بگوییم جامعه عکاسی ایران همچنان تحرک و پویایی دارد اما مهم‌ترین اشکالی که وجود دارد در نوع تفکر و پرداختن به عکاسی است. تعدادی از این عکس‌ها سوژه‌های دم‌دستی است که تبدیل به عکس می‌شود. سوژه‌هایی که بارها در مسیر محل کار به منزل و بالعکس این‌ها را می‌بینید و یک نگاه مستند و مستند اجتماعی در عکس‌ها نیست.

سید عباس میرهاشمی: تا این‌جایی که من عکس‌ها را دیدم تعداد کارهایی که غیر قابل قبول بود نسبت به کارهای مورد قبول خیلی بیشتر بود.

محمد اسلامی ‌راد: خیلی‌ها کار را آسان فرض کرده‌اند
ابتدا فکرمی‌کردم عکس‌های خوب و خیلی خوب زیاد می‌بینیم ولی متاسفانه کم بودند و در حدی که انتظار داشتیم نبودند.بعضی‌ها نمایشگاه را با نمایشگاه‌های استانی و محلی اشتباه گرفته‌اند. هر کسی هم عکسش را فرستاده. در دوسالانه باید غربال‌ها فرق ‌کند تا هر عکسی از آن رد نشود و عکس‌های خوب بالا بیایند. منظور سخت‌گیری بی‌مورد نیست ولی عکس خوب ، عکسی که برای آن وقت گذاشته باشند مورد نظر است. در زمینه مستند اجتماعی ، اگر تک عکس باشد ، یا عکس باید خیلی قوی باشد یعنی هم بار موضوع آن و هم نوع اجرا آنقدر قوی باشد تا انسان را تحت تاثیر قرار دهد یا اگر به‌صورت Story هست بیننده یا من داور متوجه بشود که عکاس به آن بها داده و برای آن وقت کافی گذاشته که هر دو موردش خیلی کم هست. یعنی عکاس سوژه جالبی پیدا کرده اما خواسته است نهایتا یک صبح تا بعد از ظهر وقت بگذارد.برای سوژه باید وقت گذاشت برای آن باید زحمت کشید.عکس خوب یا مجموعه خوب باعث ایجاد انرژی در من می شود اما هنوز تا این زمان عکس‌هایی که به من انرژی مثبت بدهد ندیده‌ام.


کلا همه نظرات امیدوار کننده است و نشان از آن است که به هیچ وجه از عکاسی دنیا عقب نیستیم. بلی، عقب، جلو و یا هم رده نیستیم بلکه اصلا وجود نداریم!
شاید خیلی ها خرده بگیرند که این چه حرفی است و ما کلی عکاسهای خوب و قوی داریم و حرفها برای گفتن!
ولی بهتر است کمی با دقت نظر و تامل بیشتر به این موضوع دقت کنیم.
خودمان را با خودمان مقایسه نکنیم! که کاری بس اشتباه است.
چگونه ممکن است که از بین 3000 اثر ارسالی حتی یک عکس ها مورد پسند داوران قرار نگیرد؟ آن عکاسهای خوب و برجسته ای که همه از آنها صحبت میکنند کجا هستند؟ آیا شرکت در چنین نمایشگاهی را در حد خود نمیدانند و شرکت نکرده اند؟ یا اینکه...

نسل سوخته عکاسی ایران امروز با بحران روبروست و در این بین، تکنولوژی دیجیتال و برداشت غلط از آن، نبود آموزش های لازم، پراکنده کاری، نامه نگاری ها و داد و بیدادهای جنجال برانگیز و من و من گفتن ها، نبود یک برنامه و طرح در سطح ملی و ... این بحران را تشدید کرده اند.

بحث عکاسی مستند که در بالا به آن اشاره شد شاید فقط بهانه ای و نماینده ای باشد برای سایر ژانرهای عکاسی کشورمان.
تا دیر نشده به خودمان بیاییم
5 نظر:
nima jan khoob neveshti, vali chera enghad sarbaste va kootah? bahse khoobi ro shooro kardi vali dar moghadame bastish! jale mishod edame midadi... montazere neveshtehat hastam!

kolan akasa hame sare karan...albate iraniash!
akkasi ham shod kar ke marda dore ham jam shan va tez bedan?
ino baraye in migam ke azamat dar negahe to bashe na chizi ke behesh negah mikoni...natije migirim ke mardae ke miyan akasi azemati nadaran (va in mokhtase be mardaye irani mishe!!!).

بله کاملا موافقم
متاسفانه این یک فاجعه است

سلام نيما جان
منعكس نيستم اما اين موضوع رو ميفهمم
عكس هاي ما از پشت لنز دنبال سوژه هائي ميگردند كه رنگش بيشتر سبز باشه و بشه با عكسش چيزي خريد و اين طرز فكر باعث عقب موندگي ما انسانها ميشه و بس

yes, dear Nima, Bitter bitter truth.
Unfortunately there is a huge information gap in between young Iranian photographers and others from the same age group in western countries. Despite the fact that now internet is present in most of young people’s life, but we still see internet could not be a big source of information for most of this generation. Maybe because in Iran the technology and its belongings enter the country first without the culture of it, and then after years (and sometimes never) its culture comes in. No wonder most people still think that computer and internet is for chatting and sending/getting emails.